خانه - وقایع ایام محسنیه

وقایع ایام محسنیه

بسم الّله الرّحمن الرّحیم

الحمد لّله ربّ العالمین و صلّی الّله علی محمّد و آله

و لعنة الّله علی اعدائهم اجمعین الی أبد الآبدین

ایامی که به نام محسنیه نام گذاری شده است، روزهایی که تاریخی تلخ وسیله در آن رقم خورد و اوج مصیبت آن به قتل دردناک این شخصیت عظیم می رسد…

اگر امام صادق علیه السّلام، آن روز را ((اصل یوم العذاب)) نامیدند، بدان جهت است‌که تمامی تحریفات در  خلال همین روزها بنیان گذاری شد…

آغازی با شهادت عالَم سوز رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم)، شهادتی مظلومانه که تحریف شد و گمان‌ها به سوی بیمار بودن آن جناب سوق داده شد…

اصل یوم عذاب همین است: روزی که با غوغاگری منصب خلافت رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) را غصب کردند و در ادامه برای بیعت گرفتن از خلیفه حقیقی آن جناب، به سوی خانه‌اش حمله‌ور شدند و آتش و هیزم آوردند تا خانه و اهلش را بسوزند…

دخت رسول خدا به پشت در می‌آید در حالی که محسّن را درون شکم دارد، او را مورد ضرب و جرح قرار می‌دهند، جنینش را می‌کشند و وارد خانه می‌شوند، امیرالمؤمنین (علیه السّلام) را به مسجد می‌کشند تا به اجبار بیعت بستانند…

اصل یوم عذاب همین است…

هتک حرمت حریم اهل‌بیت رسالت (علیهم السّلام)، حریمی که اگر تنها از آن یک مسلمان بود، پاس داشتن آن بر هر مسلمانی واجب بود …

اما این حریم به بهانه دعوت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) به بیعت،  هتک می‌شود…

بیعتی که اگر حتّی از سر ترس یا با اِکراه صورت پذیرد، مقبول نیست اما با وجود این‌که از ساختگی بودن و عدم مشروعیّت آن به خوبی مطلع بودند، برایش آتش و هیزم آوردند…

و می‌خواستند حتّی اهل خانه امیرالمؤمنین را آتش بزنند … آتشی که تنها خداوند می‌تواند بدان عذاب کند … این کدامین منطق است؟ این‌ها تحریفاتی است‌که صورت پذیرفت و تنها چند نفر انگشت شمار، برای مقابله با آن گام برداشتند. و سایرین از روی ترس و گاه از روی طمع سکوت کردند…

این‌ها همه نشان از آن دارد که هجوم آورندگان، نه تنها خود به عقیده اسلام معتقد نبودند بلکه حتّی اسلام را به عنوان یک آیین الهی نمی‌دانستند .

مرور آنچه در این ایام گذشته، بسیا ر تلخ است اما می‌توان گفت تمام شناخت اعتقاد اسلام، با شناخت رویدادهای این ایام میسّر است… رویدادهایی که باورهای مسلمانان چنان به انحطاط کشید که دوران به کربلا منتهی شد و اعتقاد به اسلام شد ریختن خون سلاله رسول خدا … بی شک کسی که از کیفیت ماجرا بی اطلاع باشد، به نام اسلام ره به سوی کفر خواهد برد…

واضح است‌که آنچه در این روزها رخ می‌دهد، یک حرکت آنی در یک جوّ هیجانی نیست بلکه برنامه‌ای مدوّن است که هدفش، نابود کردن اسلام و بزرگان آن است … تا جایی که هیچ کس از خاندان رسول باقی نماند، حتّی جنینی با نام محسّن…

آنچه یگانه یادگار رسول الله با آهی جانسوز پرده از آن برداشت:  «می‌خواهند حسن و حسین را یتیم کنند» و  خودشان نیز بدان اذعان کردند  «خانه و هرکس در آن است به آتش می‌کشم»، این یک تهدید صرف نبود، تهدیدی بود که عملی شد اما نافرجام ماند…

این‌جاست‌که  «نعم الجنین» بودن محسّن بن فاطمه خود را نشان می‌دهد، چه جنین بابرکتی… او که فدا شد تا حق فدا نشود … اگر محسّن فشار در را به جان نمی‌خرید، مادر از فشار جان می‌سپرد … او تمام معادلات دشمن را به هم ریخت و با همراهی مادر گرامی‌اش، با سپر بلا شدن برای سلاله رسول، حق را زنده نگاه داشت … تا مادر به مسجد بیاید و سخن بگوید … بر مزار رسول خدا حاضر شود و ناله کند … در خانه بنشیند و افشاگری نماید…

محسّن بن فاطمه، او که  «کنز بهشتی امیرالمؤمنین» است، گنجی که هنوز پس از قرن ها پوشیده است … محسّن بن فاطمه با تمام پوشیدگی‌اش، شهامت و فداکاری مادر را به رخ می‌کشد…

با تمام پوشیدگی‌اش، بی ایمانی و حیوانیت دشمنان مادرش را به رخ می‌کشد …

بر همه شیعیان علوی، فاطمی، حسنی، حسینی و محسّنی احیاء امر اهل‌بیت عصمت و طهارتی که در ملأ عام به ظاهر مسلمانان آتش زدند فرض است، بجاست که در این مصیبت عظمی بیان حقائق امر ولایت آنان شود شاید اداء حقّشان گردد.

الّلهمّ عجّل لولیّك المنتقم الفرج.

به اشتراک گذاری